اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
376
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
« سپاس خدا را كه ما را از نسل ابراهيم و فرزندان اسماعيل قرار داد و ما را به كعبه اى حرام و حرمى امن ، سرفراز داشت و ما را بر مردم سرورى داد و شهر ما را كه در آن هستيم مبارك ساخت ، سپس براستى برادرزادهام محمد بن عبد الله ، اگر چه از مال تهىدست است ، با هيچ مردى از قريش سنجيده نشود جز آنكه بر او فزون آيد و با احدى قياس نشود مگر آنكه از او بزرگتر باشد ، چه مال ، روزى دگرگون و سايه بىدوامى است و او خواستار خديجه و خديجه خواهان اوست ، و كابين آنچه بخواهيد ، نقد آن از مال من است و او را به خدا قسم امرى است بزرگ و پيشامدى جهانگير . » پس خديجه را به همسرى گرفت و رفت و فردا صبح عموى خديجه عمرو بن اسد از آنچه ديد در شگفت ماند ، پس به او گفته شد : داماد تازه ات محمد بن عبد الله بن عبد المطلب اينها را براى تو هديه آورده است . گفت : من كى به او زن دادهام ؟ گفتند : ديروز . گفت : چنين كارى نكردهام . گفتند : چرا ما خود گواهيم كه چنين كرده اى . اما چون عمرو رسول خدا را ديد ، گفت : گواه باشيد كه اگر هم خديجه را ديروز به او تزويج نكرده باشم امروز تزويج كردم . . و از آنچه مردم مىگويند كه خديجه رسول خدا را بمزدورى گرفت ، خبرى نبوده و او هرگز مزدور كسى نگشته است . از محمد بن اسحاق روايت شده كه خويلد بن اسد بن عبد العزى پنج سال بعد از فجار ، دختر خود خديجه را به رسول خدا تزويج كرد و بروايت بعضى خويلد در فجار كشته شد يا هم در سال فجار مرد . [ بخش دوم در تاريخ اسلام ] [ قسم اول وقائع ما قبل از هجرت ] مبعث [ 1 ] هنگامى رسول خدا مبعوث شد كه چهل سال تمام از عمر او سپرى گشت و بعثت آن بزرگوار در ماه ربيع الاول [ 2 ] و بقولى در رمضان و از ماههاى عجم در شباط ،
--> [ 1 ] ل : ص 20 . [ 2 ] روز دوشنبه دهم ربيع الاول مطابق 23 آبان ماه 1357 از آغاز پادشاهى بخت نصر ، و 8 شباط سال 921 از پادشاهى اسكندر ( التنبيه و الاشراف ص 198 ) .